تبليغاتX
๑۩۞۩ مـــریـــم مقـــدّس ۩۞۩๑
* من از حکایت عشق تو بس کنم ؟ هیهات ... مگر اجل که ببندد زبان گفتارم *

 

من سرود سبز باران در بهاران دیده ام

من شكوه آبشاران در زمستان دیده ام

چون سكوت سرد مرداب در دل بشكسته است

من دل بشكسته را در جام بی می دیده ام

جلوه ناز نگاه یار در پشت دیوار حجاب

من رخ زیبای او درچشم مستش دیده ام

هرچه را من دیده ام فرموده ی عشق بود

من شكوه لحظه دیدار در صبح صادق دیده ام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 20:20  توسط * مریم *  | 

?
 

*
*
*
*
*
*
*

Cursors